خانه سبز ما
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

چند روزیست بدون هیچ دلیلی دلم گرفته حوصله هیچ چیزی را ندارم.اینروزها فکر میکنم همه از دستم کلافه اند، نمیدانم شاید برای اینکه این چند وقتیه فشار کاری بیش از اندازه شده و یا من کمی رنجورتر شدم. از هفته پیش یک هفته ی مرخصی رد کرده بودم ولی آقا حبیب جاگزین پیدا نمیکرد تا دیروز که موافقت کردند که یک هفته مرخصی برم.تصمیم گرفتم نه لپ تاب و نه تلفن همراه، هیچکدام را با خودم نبرم.از صبح تمام کارهامو انجام دادم و الان میخوام راه بیافتم کجا هنوز نمیدانم.ولی...

 بزن امشب

بزن با تیر بی مهری به بازوی دلم امشب

بزن بر طبل بارانزا ،بزن بر چشم برق آسا

بزن بشکن تو این طبل را،بزن کور کن تو این چشم را

بزن بشکن امید من که ماندم در غم وزاری

بزن بر کاسه صبرم،بزن بر غرش ابرم

خلاصش کن به این ضربه

بزن پس آخرین ضربه

تو چشمان مرا دیدی؟ تو اشکهای مرا چیدی؟

ز غصه خوردنم هر روز،هزار بار خندیدی

دلی پر مهر آوردی ،تمام قلب من بردی

همینکه سیر شدی از آن ،به تیر قهر بسپردی

ملالی نیست

تو هم باش و منم هستم

بزن بشکن خیالم را که دل غرق خیال توست

بزن بشکن وفا دارم ،بزن بشکن خدا دارم

بزن بشکن وفایم را ،بزن بشکن خدایم را

وفایم را تو ویران کن ،خدایم را پریشان کن

چرا اینگونه وا ماندی ؟

رها کن تیر آخر را چرا وا مانده ای جانا؟

پس بزن امشب

بزن تیر خلاصی را ،بزن تیر رهایی را

از این زندان خلاصم کن ،از عشق خود رهایم کن

بزن تو آخرین ضربه




:
          
جمعه ۱۳٩٢/٤/٧ :: ٦:٢٠ ‎ب.ظ
امکانات جانبی